حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2304

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

كه دشمن از ديرگاهى فقط در اين صدد است ، كه عزيزترين اشخاص رومى را با گرانبهاترين اشياء آنها بربايد و تا بتواند زودتر بصفحات سكاها يا گرگانيها فرار كند . شيخ در پايان نطقش افزود : اگر ميخواهيد جنگ كنيد بايد بشتابيد ، كه تا پادشاه پارتيها جرئت نيافته و قواء خود را جمع نكرده ، با او مواجه شويد زيرا او سيل‌لاكس « 1 » و سورنا را بين خود و شما حائل داشته ، تا شما نتوانيد او را تعقيب كنيد . او در جائى ديده نميشود ( كراسّوس ، بند 25 ) . هيچيك از حرفهاى شيخ صحيح نبود . هيرود قشون خود را به دو قسمت كرده در رأس يكى بارمنستان رفت ، تا انتقام رفتار ارته‌باذ را بكشد و قسمت ديگر را با سورنا سردار خود جلو روميها فرستاد و اين اقدام او نه از تحقير كراسّوس بود ، چنان كه ميگويند ، زيرا هيرود بىعقل نبود ، كه اعتنائى بدشمنى چون كراسّوس ، كه يكى از رجال اوّل درجه روم بشمار ميرفت ، نكند و رفتن بارمنستان و زيان رسانيدن به آن را ترجيح دهد ، بل مقصود هيرود چنين بود ، كه ناظر بوده در انتظار وقايع باشد ، ضمنا بخت‌آزمائى كرده جلو دشمنرا هم بگيرد . سورنا ، از حيث‌نژاد و ثروت و نام ، بعد از پادشاه مقام اوّل را داشت . از جهت شجاعت و حزم در ميان پارتيها اوّل كس بود و از حيث قد و قامت از كسى عقب نميماند . وقتى كه مسافرت ميكرد هزار شتر باروبنهء او را حركت ميداد ، دويست ارّابه حرم او را نقل ميكرد و هزار سوار غرق آهن و پولاد و بيش از آن سپاهيان سبك‌اسلحه همراه او بودند ، زيرا دست‌نشانده‌ها و بردگانش ميتوانستند ده هزار سوار براى او تدارك كنند ( مقصود پلوتارك از دست‌نشانده‌ها مالكين درجه دوّم است ، كه در تيولات وسيعهء او ميزيستند و مقصود از بندگان رعاياى او . م . ) . نجابت خانوادگىاش اين حق ارثى را به او داده بود ، كه در روز جشن تاجگذارى پادشاهان پارت ، كمربند شاهى را ببندد . اين سردار ارد را بر تخت نشاند ، و حال آنكه او را رانده بودند . او شهر سلوكيّه را گرفت و اوّل

--> ( 1 ) - Syllaces .